بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

خیلی خسته ام

در حد دو سه ساعت افقی شدن

ولی حتا خواب هم ب سراغم نمیاد

دلم میخواست یکی بود

مینشست جلوم

با حرفاش منو به خودم می آورد

از اونا ک میزارنت جلوی خودت

نمیتونی خودتو تاب بیاری

میزنی زیر گریه

ازون گریه ها ک چشمای سرخت خیلی چیزا میگه...


بعد تا یه هفته میرفتم تو خودم گم و گور میشدم

 یا میتونستم خودمو پیدا کنم

یا همونطوری باقی می موندم


ی مدت میرم... اینطوری بهتره


+قرار پنجشنبه هام سر جاشونه


یاعلی

۰۶ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۲۷
جودی آبوت

امروز آزمون دکتری بود

با رفیق جانمان که در مدت تحصیل ارشد کلی بار دوستی مان بر دوششان بود رفتیم

بدین گونه که خواب مانده بودند و اینجانب سروش غیبی شده به کمکشان شتافتیم

بسی خوشحال و دعاگو که چه خوب گفتیم همراه ما بیا

ما نیز با تواضع گفتیم تو نیکی می کن و در دجله انداز 

تا جودی ۵ صبح از خواب بیدارت کند !

همسرشان نیز با سرعتی بالا و دست فرمانی خوب

حتا زودتر از ساعتی که قول دادند ما را دم درب دانشکده کشاورزی پیاده نموده ،دو عکس یادگاری نیز برایمان گرفتندی !

کلی برف ،از آخر هفته ی گذشته اطراف دانشگاه مانده بود

و هنگام بازگشت

هوای خوب نوید بهار می داد :)


+سعدی جانم روحت شاد،چطوری انقد سخت صحبت میکردی آخه!

+از عجایب آزمون امروز :دوستم دیده بود یکی بعد جلسه گریه میکرده،همراهش خانومی بوده که گفته این پارسالم گریه میکرده میگفته کلی خوندم خراب کردم،میگم اگه کلی خونده باشه،نصف سوالاتم خراب کنه باز قبوله ها !!!


+ساعت ده بود،هنوز دفترچه اول دستمون بود،یهو دیدم یه صدایی میاد،انگار یکی بلند دم و بازدم میکنه،یک آن ترسیدم،گفتم شبیه فیلما شده،یا من دارم صدای جن و پری میشنوم.برگشتم پشت دیدم چند تا صندلی پشت تر از من یه خانومی سرش رو گذاشته رو صندلی و خوابیده!!!!!


+دیگه از افتخار آفرینی های خودم نمیگم،جوابش که بیاد معلوم میشه.فقط بنظرم سوالات خوب بود،و اگه کمی مطالعه میکردم انتظار نتیجه خیلی خیلی مثبتی رو داشتم.


+تولد ه. الف.سایه (هوشنگ ابتهاج) مبارک🌹الهی صد ساله بشن

+شعر عنوان مطلب از هوشنگ ابتهاج

۲ نظر ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۵۸
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم



 🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷


"یا صاحب الزمان ادرکنی"


+ الهی به حق فاطمه (س) ظهور مولایمان را نزدیک تر بگردان


۱ نظر ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۲۸
جودی آبوت

نمیدونم چرا انقدر تشویش دارم و بی تابم


دیشب خواب دیدم ، 

آقایی که نمیشناختمش داشت میرفت کربلا

من یه کمکی بهش رسوندم

ی خانومی دعام کرد 

تعبیرش خوب بود،خوشحال شدم


ولی چرا الان دل آشوبم ؟!


+ خیلی فکر میکنم ، انقدر که از فکر کردن خسته میشم

دلم یه خونه میخواد وسط جنگل

که فضای بکر اونجا آرومم کنه

یا یه خواب راحت کنار دریا

که چشم ببندی و چشم واکنی

صدای موج بپیچه تو گوش ِت

درد اینجاست که

هم جنگل و هم دریا کنار گوشمه


+روزای خوب هم میرسه ...

+ چه ستاره بارونی ه تو آسمون :)

+ روز مهندس مبارک 🌹 

:(:


+شعر عنوان مطلب از فاضل نظری

۳ نظر ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۴۴
جودی آبوت

دوسش دارم،خیلی

بشنویم :)





+شعر عنوان از امید صباغ نو

۲ نظر ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۱۱
جودی آبوت

+ خوشبختی چه شکلیه؟

- قبلا فک میکردم شبیه برق چشماش ِ

+ الان چی؟

- چه خوب که نیست...!

+چرا؟

- اونایی که موندن چشاشون دیگه برق نمیزنه!



+شعر عنوان مطلب از رویا ابراهیمی

۲ نظر ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۴
جودی آبوت

نبینم یه وقت تنهایی غصه بخوری ها

غصه هاتو جمع کن

بیار پیش خودم

مگه من مُردم که تنها باشی

از تموم دنیا

هیچ کاری ام بلد نباشم

غصه خوردن ُ خوب بلدم


+ غصه ی غصه هاتم مال من

ولی کاش بهم بگی ...


+مامان میگه این ابر سفیدا که میان برف میارن

نگاه کن ببین آسمون رو پوشوندن یا نه؟!

آسمون دل آدمم گاهی پرِ ابر میشه

بعد بارون میاد ... 


+شعر عنوان از مهرداد نصرتی

۲ نظر ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۲۹
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم



 🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷


"یا صاحب الزمان ادرکنی"


ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) رو خدمت امام عصر و همه ی شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.

۱ نظر ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۵۵
جودی آبوت

برررررف😍❄

خدا امسال خیلی دوستمون داشته

بازم داره برف میباره

دیگه فردا نفس رو میبرم بیرون

دفعه پیش گفتم بمونه فردا و روز بعد دیگه برف نبارید

مرسی خداجونم💙


سه روزه رژیم خودسرانه میگیرم

البته آنچنان رژیمی هم نیست

کلا کم میخورم 

امروز به سفارش دوستم شیرخشک غنی شده گرفتم

یه چیز خوب که انواع ویتامین داره و برای کسانی که رژیم میگیرن خوبه

خلاصه خوردن همانا و گلاب ب روتون !!!

به مامانم میگم بس که سوسولم !!!

انقدر هم که قند و شکر نخوردم سردرد داشتم

زیر چشمامم کمی سیاه شده

چند روز دیگه دیدین نیستم ، شک نکنید که مردم😂😁


*از اتاق فرمان اشاره میکنن باید شیر رو با آبجوش درست میکردی!

خب چیکار کنم ،نمیدونستم😀😃

حاصل این سه روز ۶۰۰ گرم کاهش وزن بوده😜💪


+شعر عنوان مطلب از اصغر معاذی

۱ نظر ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۲
جودی آبوت

دیروز برف بارید 

برای بار دوم در امسال

و همچون تور سپید عروس ،شهر رو پوشوند

هنوز برف ها آب نشدن...

برای ما که هر ۳۶۵ روز سال ممکنه بارون ببینیم

 دیدن برف همیشه ذوق داشته و داره

یه جورایی بنظرم برف رمانتیک تره

قشنگ تره

اون سپیدی و پاکی برام مقدس ه

مهربونتر نگاه میکنم،چون نگاه مهربون خدا رو احساس میکنم


+ دیالوگ من و بابا،همین الان

بابا:جودی نمره ام نیومده؟

من: نمیدونم

بابا: نگاه کن

من: حوصله ندارم!


+این حوصله ندارم،افتاده تو دهنم،هیچ وقتم حوصله ندارم!

نذاشت پستمو بنویسم !

برم نمره شو نگاه کنم،من که از دلم نمیاد بگم نه :/


شعر عنوان هم از علیرضا بدیع 

۱ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۰
جودی آبوت