بابا لنگ دراز

کجای دین اسلام گفتن،دین هر کسی برای خودش؟

تا جایی که میدونم اون لیبرال های مسیحی هستن که به چنین چیزی معتقدن

و به احتمال زیاد لبیرالهای نفوذی در دین اسلام و مسلمان نماها همچین خوابی رو برای اسلام دیدن!


تا حالا هیچ ادعای مسلمانی نداشتم

هیچ جا هم-الحمدالله- جانماز آب نکشیدم

حتا تو وبم نوشتم که چند روز از محرم گذشته و من مسجد نرفتم....

یا اینکه تازه چندوقته نماز صبح هام قضا نمیشه!

ولی چرا بهم برچسب میزنن !


تا حالا دوبار این اتفاق افتاده:

یکبار امشب ،که زیر یک پست اینستاگرام نوشتم چرا شب شهادت امام حسن عسکری فیلم کنسرت گذاشتید؟نمیشد فردا شب بگذارید!!!

و از طرف یک مخاطب ،در مقابل کلی کامنت به به و چه چه ،مورد انتقاد قرار گرفتم!

و یکی دو نفر دیگه هم گفتن هرکسی برای خودش مسلمونه!

و عقده ای که از این و اون -نمیشه گفت-داشتن سر اسلام و دین خالی کردن

و گفتن ما از مسلمان های ظاهری حالمون بهم میخوره!!!

یعنی صرف همون عکسی ک نشون میداد من چادری هستم و یک انتقاد این اجازه رو بهشون میداد که هرطور دلشون میخواد قضاوت کنن!!!!


و یکبار هم سال اول دانشگاه

وقتی در مقابل رفتار زشت هم اتاقیم وایستادم 

و مثل خودش برخورد کردم بهم گفت تو چادر حضرت زهرا سرت میزاری،کتاب دعا میخونی ... و یه عالم حرف بهم زد ...

در حالی که خودش هم چادری بود!!!



+یعنی من اگه موهامو بیارم بیرون و چادر نپوشم میتونم بگم مسلمونم

میتونم یه جا حرف از امام بزنم!!!


+دلم خیلی گرفت

اشکمو درآوردن

همش میگم من میتونستم سکوت کنم

باز میگم فقط یه جمله نوشتی!اینا که نتونستن همون یک جمله رو تحمل کنن،ببین امام زمان چقدر مظلوم و غریب ه!

نمیشه که فقط پنجشنبه شب ها پست بزاری

وقتی نمیتونی یه حمایت لفظی از امام زمانت بکنی...


+البته ادمین پیج عذرخواهی کرد و گفت نمیدونستم

اگه ناراحت هستید پاک کنم،گفتم پاک کردن یا نگه داشتنش با خودتونه ....


+هنوز سرم درد می کنه ... دیگه جواب کامنتاشون رو نمیدم

باید یاد بگیرم گاهی میشه سکوت کرد ...


+عنوان مطلب که خیلی هم با خود مطلب در تضاد هست از فاضل نظری

۳ نظر ۱۸ آذر ۹۵ ، ۰۲:۱۵
جودی آبوت

چقدر بده بدخوابی

کوچیکتر که بودیم،چقدر راحت می خوابیدیم

دغدغه هامون،هرچند بزرگ،خیلی کوچیک تر بود

خوش به حال اونایی که تا سر میزارن رو بالش خوابشون میبره

خوش به حال اونایی که وجدانشون آسوده ست

:)


+تو این هفته،یه تصادف خیلی بد اتفاق افتاد

همشهریان من جونشون رو از دست دادن،البته در مسیر بازگشت از تهران

۶ نفر فوت شدن،سه خانواده از یک قوم ،،یک خانواده بطور کامل عضو ۴ نفره ش رو از دست داد...

دو روز پیش مراسم سومشون بود-سه نفر در شهر ما دفن شدن-

میرفتم پیش دوستم

مراسم تو مسجد نزدیک خونه ی ما بود

کوچه ها و خیابونای اطراف ماشین پارک شده بود

نزدیک مسجد ک رسیدم،قلبم سنگین شد،تنم لرزید،...

از دیدن مردمی که گروه گروه نزدیک میشدن،

از خیر تاکسی گرفتن گذشتم،چون به شدت ترافیک بود

میتونم بگم:شهر داغدار بود...


+همکلاسیام دو سه ماه دیگه شروع میکنن به دفاع پایان نامه

منم دنبال مقاله ،اسیر انتخاب مدل،درگیر پروپوزال !!!

خدا همیشه حواسش به من هست

و خیلی دوسم داره

میدونم که منم میتونم

:)


+اگه کسی زبانش خیلی خوبه،من برای ترجمه عنوان تحقیقم به کمک احتیاج دارم،دستمو بگیرید راه دوری نمیره 😉


+دعام کنید،دعاگو هستم

یاعلی


+عنوان مطلب از سعدی جان

۳ نظر ۱۷ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۹
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم



 🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷



پدر ندبه های دلتنگی…

ای که چشمت همیشه شبنم داشت!


ماجرای ظهور تو هر بار،

سیصد و سیزده نفر کم داشت!


"یا صاحب الزمان ادرکنی"

۲ نظر ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۳
جودی آبوت

طبق معمول همیشه که یه وقتایی میرم تو لاک خودم 

و زانوی غم بغل میگیرم 

یه مدتی به همون منوال گذشت

تا اینکه الحمدالله دو روزه بهترم ...

دیشب گفتم دلم هوای بارون کرده

چند وقته بارون نباریده

امروز که بیدار شدم فکر میکنید چی دیدم؟!

بارون :)


+تا حالا نشده من دلم بارون بخواد و نباره :)

فک کنم خدا فقط رو این یه مورد دست رد به سینه ی من نمیزنه !


+گلدون گل یاس مون چند سال پیش خشکید

من دیگه گل یاس ندارم

باید برای خودم گل یاس بخرم ... :)


+ممنون که هستید دوستای گلم

و همینطور ممنون از دوستانی که در پست موقتم به کمک من اومدن

تقدیم به شما🌹


+شعر عنوان مطلب از مهدی فرجی

۴ نظر ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۱:۲۴
جودی آبوت

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل راست بگو ! بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم ؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نیم ، او مرده و من سایه اویم

من او نیم ، آخر دل من سرد و سیاه است

او در دل سودازده از عشق شرر داشت

او در همه جا ، با همه کس ، در همه احوال

سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت

من او نیم ، این دیده من گنگ و خموش است

در دیده او آن همه گفتار ، نهان بود

وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ

مرموزتر از تیرگی شامگهان بود

من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ

دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت

اما به لب او همه دم خنده جان بخش

مهتاب صفت بر گل شبنم زده میخفت

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم

آن کس که تو میخواهیش از من به خدا مرد

او در تن من بود و ندانم که به ناگاه

چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش

افسردگی و سردی کافور نهادم

او مرده و در سینه من ، این دل بی مهر

سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

" سیمین بهبهانی "


+دوبار این پست رو نوشتم ولی بخاطر فایرفاکس گوشی پرید.فایرفاکس رو حذف میکنم و مرورگر قبلیم رو ارتقا میدم.شاید بعدا نوشتم


+اضافه شد:


بعدازظهری وُیس جلسه دوم آموزش زبان نصرت رو گوش میدادم که آخرش چشمام سنگین شد و خوابم برد

خوابشو دیدم

وقتی از خواب بیدار شدم این شعر رو تکرار میکردم:

ای رفته ز من بهر چه امشب/با خاطره ها آمده ای باز سراغم

(درمورد این تکرار شعر بعد از خواب سابقه دارم)

(البته اصل بیت رو به همراه کل شعر گذاشتم)


+شاید چون این روزا خیلی فکر میکنم

+شاید چون هفته ی پیش چیزی رو دیدم که انتظارش رو نداشتم

+شاید چون هفته پیش برف بارید

+شاید چون مصاحبه چیستا یثربی رو در آپارات دیدم

+شاید چون در چیستا برشی کوچک از وجود خودم میبینم

+شاید چون حاج علی بدموقع چیستا رو نخواست

+شاید چون حاج علی هیچ وقت به چیستا خیانت نکرد

+شاید چون عاشق داستان و قصه ام

+شاید چون عاشق نوشتنم

+شاید چون این روزا زیاد فکر میکنم


+بنظرم آدما بدون این سه تا مرده ی متحرک هستن: امید،هدف و عشق


+ببخشید اگه این پست طولانی شد.بقیه رو نمیدونم ولی من همیشه با نوشتن آروم شدم و این وبلاگ هم برای همینه .

۶ نظر ۰۷ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۹
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم

🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷


"یا صاحب الزمان ادرکنی"


+آقاجان؛

ظلم بیداد می کند

مظلوم فریادِ درد می کشد...

ما جاهلیم به نبودنتان،

کاهلیم به خواستنتان...!

بیایید... این جمعه بیایید ...


+خدایا این جمعه را،جمعه ی آخر انتظار قرار بده !


+وقتی نوشتم که آقا بیایید،یک لحظه یاد جمله ای افتادم ..."آقای رائفی پور گفته بودن جایی از ظهور حرف زدم،رفتم منزل،خوابم برد،در خواب کبوتری رو دیدم که در اتاق محبوس شده و خودش رو به در و پنجره میکوبه تا از اتاق بیرون بره و زخمی شده.یه دفعه صدایی بهم گفت ما به ظهور از این پرنده به آزادی مشتاق تریم! ".... و بعد جمله ی آخر رو اضافه کردم.



۲ نظر ۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۰:۴۹
جودی آبوت

دلتنگی،

شکل دیواری ه ک یه پسربچه ی تخس ده -دوازده ساله

مدام با توپش میکوبه بهش!


+یه وقتایی با یه جمله،یه کلمه،یه سکانس از یه فیلم،یه اسم ،یه گوشه از خبر شبکه ۱،یه قسمت از زیرنویس شبکه آی فیلم،اخبار هواشناسی شبکه خبر ،اسم نونوایی های دم راهی،اسم اعظم خدا و خیلی چیزای دیگه چند ثانیه زندگیت مکث میکنه و برمیگرده به گذشته

ب جایی که ممکنه کسی رو جاگذاشته باشی اما فکرش رو نه

شایدم تقصیر خودت باشه...

+چقدر سکانس یلدا و فرزین ،سریال هشت و نیم دقیقه ی امشب عالی بود


+کسی میدونه چطور میشه اینستا رو ترک کرد

حجم نتم تموم شد آخه!

من یک معتادم !


+دنیای وبلاگ نویسی هنوز قشنگیاشو داره :)


+آذرتون مبارک 🌹


+آذرماه سال پیش ...  :)


+شعر عنوان مطلب از رهی معیری

۶ نظر ۰۱ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۰
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم

🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷


میگن زیارت امام حسین قسمتی نیست،دعوتی ه

خدایا واسه کسی که طاقتش تموم شده قسمت و دعوت معنا نداره ...!

اللهم الرزقنا زیارت الحسین (ع)


"یا صاحب الزمان ادرکنی"

۴ نظر ۲۷ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۱
جودی آبوت

سلام

شب همگی بخیر

رفقا همه خوبید؟؟؟

فک کنم بعد از ۲هفته برگشتم :)

البته دو تا از پست هایی که پنجشنبه شب ها ارسال شد ،انتشار در آینده بود

و اگه به کامنتی پاسخ ندادم به همین دلیل بود


خب من زنده ام

آزمون به طرز وحشتناکی سخت بود

ولی خب من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم

و از شکستم تجربه کسب میکنم💪✌


روز آزمون با برادرم رفتم

از اونجا با رفقاش رفتن مهران و بعد هم بسوی کربلا

منم تنها برگشتم خونه ...

با دلی که امسال بیشتر گرفت

یا امام حسین،مگه دلای شکسته رو نمیخری

پس چرا منه دل شکسته رو تنها گذاشتی ...

دلم یه زیارت میخواد...یه حرم...یه دعا تو صحن و دل سیر گریه ...

من اگه امسال نرم زیارت میمیرم

دعا کنید قسمتم بشه

خیلی دعام کنید


این پست اینطوری تموم شد

این روزا اسم زیارت میاد بغض میکنم...

۸ماه از امسال گذشت و امام رضا هم نخواست منو ببینه...

آقاجون،صدام کن بیام اونجا،اون وقت نگام نکن

بزار منه روسیاه بیام بین زائرات ،شاید اونجا دلم آروم گرفت...


+شعر عنوان مطلب از علیرضا بدیع

۵ نظر ۲۴ آبان ۹۵ ، ۰۰:۱۵
جودی آبوت


بسم الله الرحمن الرحیم

🌷اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ🌷


"یا صاحب الزمان ادرکنی"



۱ نظر ۲۰ آبان ۹۵ ، ۲۰:۰۲
جودی آبوت