بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

بدون شک کامنت تبریک تولدم از طرف دوست عزیز وبلاگیم

جیزس و همینطور کامنت امشب شملیا ی عزیزم که کلی دنبالم گشته و پیدام کرده

دلیل اصلی بازگشت من و نوشتنم بود


دختری که الان ، در ساعت ۲:۱۰ بامداد دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ داره وبلاگشو آپ میکنه با دختری که سال پیش در چنین زمان و مکانی بوده خیلی فرق میکنه

حتا اون دختر یه ماه پیش هم نیست


سال پیش ، توی همچین روزایی درگیر امتحاناتم بودم

ماه رمضون بود.موقع سحری پختن بغض میکردم

موقع سحری خوردن بغض میکردم

با بارون بهار و برنامه ماه عسل و غروب آفتاب و قنوت نماز و افطاری خوردن بغض میکردم

شب که تنها میشدم و چشمی دنبال چشمم نبود اشک میشدم و بارون چشمام میبارید

اما هیچ بارونی آتیش قلبمو خاموش نکرد

حتا شب قدر و دعای جوشن کبیر و ختم قرآن و ختم چله و محرم و ...


من آرومم

همه ی اون مرحله های سخت گذشت

و اون فکرهای کشنده تموم شد

فقط یه چیزی ته قلبم باقی مونده که ارزشمنده


خوشحالم ... و بابت همه چیز شکرگزار 

سعی میکنم با آرامش تقدیرم رو بپذیرم و حوصله کنم تا خدا حکمت کارهاشو نشونم بده


+ ماهتون عسل

+ حاجاتتون روا

+خیلی التماس دعا


+عنوان مطلب از حافظ جان

۹۶/۰۳/۲۲
جودی آبوت

نظرات  (۳)

تولدتون (احتمالا) پساپس مبارک :)
ان‌شاءالله همیشه آروم باشین و خوب :)
پاسخ:
خیلی خیلی ممنونم
همچنین دوست عزیزم🌹
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۳۲ شـمـلـ ـیا
عزیزم تولدت با تاخیر مبارک :))

بنویس دوباره دختر جان

خوشحالم که روزای سختو گذروندی :*
پاسخ:
ممنون شملیاجانم

زنده باشی رفیق🌹
خدا رو شکر برای آرامشت :-)
پاسخ:
ممنون پریسای نازنینم🌹

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">