بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

دیروز برف بارید 

برای بار دوم در امسال

و همچون تور سپید عروس ،شهر رو پوشوند

هنوز برف ها آب نشدن...

برای ما که هر ۳۶۵ روز سال ممکنه بارون ببینیم

 دیدن برف همیشه ذوق داشته و داره

یه جورایی بنظرم برف رمانتیک تره

قشنگ تره

اون سپیدی و پاکی برام مقدس ه

مهربونتر نگاه میکنم،چون نگاه مهربون خدا رو احساس میکنم


+ دیالوگ من و بابا،همین الان

بابا:جودی نمره ام نیومده؟

من: نمیدونم

بابا: نگاه کن

من: حوصله ندارم!


+این حوصله ندارم،افتاده تو دهنم،هیچ وقتم حوصله ندارم!

نذاشت پستمو بنویسم !

برم نمره شو نگاه کنم،من که از دلم نمیاد بگم نه :/


شعر عنوان هم از علیرضا بدیع 

۹۵/۱۱/۲۶
جودی آبوت

نظرات  (۱)

آره برف دنیایی داره و برای من قشنگ ترین لحظه ش موقعیه که می باره اونم با دونه های درشت و یا قدم زدن و راه رفتن توی برفا طوری که صدا کروت کروتشون رو بشنوی :)

بابا، نمره! جریان چیه؟
پاسخ:
به به ، خیلی حس خوبیه
ما که همیشه حسرت به دل بودیم...جدیدا هم که حسش نیست!
دیروز هم خواهرم گفت بریم بیرون،گفتم فردا ... امروز دیگه برف نبارید و فوق العاده سرد بود،خونه موندیم !

دانشجو هستن این جناب پدر ما !حالا تا همه ی نمرات بیاد،هر روز قضیه داریم،مدام میخواد بگه چک کردی نمراتمو؟! نمره نیومده بود!!
پدر است دیگر :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">