بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

۱.بعد از مدتها،دیگه باید بگم سلااااام :)


۲.طی یک عملیات متهورانه ، همه ی ستاره های روشن رو خاموش کردم و به دوستان سر زدم.انگار یه بار بزرگ از رو دوشم برداشته شد :)


۳.بود و نبودم اینجا خیلی هم فرقی نداره،شاید تو زندگی واقعی هم همینطور باشه،توی خونه تا یک ماه گریه و زاری،تا شش ماه کاش بود و حیف شدو تا یکسال جاش خالیه و بعد تمام ! دوستان هم تا یه هفته غم و شاید اشک و بعد فراموشی!!بر خلاف زندگیم که حس میکنم تا اینجاش خیلی مفید نبودم ، دلم نمیخواد مرگم الکی و بی فایده باشه ! یادم افتاد ۵-۶ سال پیش فرم اهدای عضو پر کردم،هر چند کارتش نیومد ولی اسمم هست،اگه سکته مغزی کنم اینطوری حداقل یه فایده ای داره ،هر چند الانم چیزی از سکته مغزی کم ندارم!!!


۴.امشب عروسی دعوت بودیم که من مثل بقیه عروسی ها نرفتم،یه زمانی اول دبیرستان بودم فک میکردم عاشق این پسره فامیلمون شدم.رفتم دوم دبیرستان،دختردایی پسره همکلاسیمون بود،شنیدم دوستش یه چیزایی گفت با این مضمون ک فلانی اون رو دوست داره ، بعد دیگه بالکل گذاشتمش کنار! حالا مثلا دوست داشتنم چی بود! چون یه شهر دیگه زندگی میکردن،همون اندک باری ک خونه مادربزرگم میدیدمش ضربان قلبم میرفت بالا و نمیتونستم تو صورتش نگاه کنم!وقتی تو اتاق بود میرفتم تو هال،یه بار هم اون اومد تو،عموی من بیرون بود،دید من تو اتاقم،از دم در برگشت رفت تنها نشست تو هال،ذوق کردم که نجابت داره !!!این دختره فامیلمون که همکلاسیم بود-دختردایی داماد- سر امتحانای ترم پشت سر من بود،یه چند تا امتحان کاغذ میداد جلو براش مینوشتم و برگه نشونش میدادم،منم انقد ترسو، یه بار گفتم نمیتونم و دیگه بیخیال شد.بعد شنیدم به یکی از فامیلامون گفته فلانی-یعنی من- درسم بد نیست!!! ترم دوم نشونش دادم درس کی بد نیست،دیگه از تقلب خبری نبود😬😁


۴.امشب داشتم تو آینه به خودم نگاه میکردم،علاوه بر اندک دفعاتی که احساس زیبایی کردم- این قضیه متغیره- یه غلط کردم عجیبی توی چشام موج میزد... کار نیمه تمامی که گردن گرفتم داره خفه م میکنه !!!


۵.امشب به یه چیز دیگه ام فکر میکردم.به مفید بودنم.به اینکه چرا من کارهایی که دوست دارم انجام نمیدم،من چرا همش خونه ام‌من چرا نباید برم سر کار،من چیکار کنم از بیکاری! من چرا اصلا این رشته ها رو تو دانشگاه خوندم؟! من چرا دوران دبیرستان و دانشگاه انقد راه رو اشتباه رفتم... من چرا انقد نسبت ب همسن و سالام عقبم.... نکنه بمیرم و انقدر بی فایده و بیکار مونده باشم... 


۶.جشنواره فیلم فجر رو به طور خلاصه از شبکه آی فیلم پخش کردن... پارسال همین موقع ... بگذریم

 

۷.خیلی پرت و پلا گفتم.مگه نه؟ذهنم و زندگیم همین قدر آشفته ست!


+شعر عنوان مطلب از شهراد میدری

۹۵/۱۱/۲۲
جودی آبوت

نظرات  (۲)

من۷۰تا ستاره روشن دارم:))
پاسخ:
وای نگووو
پس بجنب😉
چی بگم. غصه م گرفت، برای هردومون...
پاسخ:
ببخشید اگه ناراحتتون کردم
هم برای خودم و هم برای خودتون ...

جز امید و آرزو چیز دیگه ای ندارم
برای جفتمون و همه ی جوونای دیگه از خدا میخوام 💖🌹

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">