بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

۱.صبحی به مادرجان گفتم صدقه دربیار

خواب دیشبم یادم نمیاد،ولی زیاد جالب نبود!

راهی شدم برم دانشگاه-اونم بعد nبار که نمیشد-

رفتم سر خیابون ماشین سوار بشم،صندلی پشت یه آقا و صندلی جلو هم یه آقا نشسته بودن

راننده کمی جلوتر صحبت میکرد،منتظر بود که مسافرا از اتوبوسی که همون لحظه از راه رسید پیاده بشن

یه آقایی هم با راننده اومد

گفت میخواین جلو سوار بشین

گفتم بله اگه امکانش باشه-آخه تو پراید با دو تا آقا پشت نشستن تقریبا غیرممکنه-

راننده نشست و با آقایی که جلو نشسته بود صحبت کرد

دیدم نمیخواد پیاده بشه،یه کم حرف زد و با ناراحتی پیاده شد

همینطور که داشت میگفت مگه من معلولم هر خانمی میاد باید برم پشت بشینم!

حالا با حرفش کاری ندارم ،نمیدونم خودم چرا انقدر خونسرد رفتم و نشستم

ماشین حرکت کرد،کمی فکر کردم و به خودم گفتم دختر مغروری مث من که اجازه نمیده کسی بهش حرفی بزنه یا چیزی بگه چرا انقدر محافظه کار و خونسرد شده!

میتونستم به راننده بگم سوار نمیشم و با ماشین بعدی برم

و اگه ماشین نباشه برم تا میدون بعدی و حتا پول بیشتری بدم!

راحت قید یه چیزایی رو میزنم

ولی چقدر عوض شده بودم

نمیدونم شاید هم گنگ بود برام اون لحظه!متوجه نشدم!

خواستم پیاده شدنی از اون آقا بابت اینکه بخاطر من مجبور شد جابجا بشه عذرخواهی کنم

دیدم به راننده گفت دانشگاه-همون جایی که من پیاده میشدم- و منم چیزی نگفتم و پیاده شدم.


۲.صبح که میرفتم هوا ابری بود و نم نم بارون میزد

دانشگاه که رسیدم هوا سرررد و بارونی بود

منم بدون چتر و لباس گرم-به شدت سرمایی-

خلاصه رفتم کتابخونه و تا حد زیادی انتظاراتم رو براورده کردم

با یه استادی هم صحبت کردم،قراره شب تماس بگیرم ببینم میتونم با اون خانم پایان نامه رو بردارم یا نه!

برگشتم اینجا ،دیدم اینجا هم سرد و بارونی ه


۳.خواهرم زنگ زده کلی غرغر و درددل

اونم بخاطر یه اتفاق کوچیک که شده بود بحث تو کلاسشون

بعضی پسرا چرا انقد بی ادب تشریف دارن.منم ترم یک کارشناسی ناپیوسته ازین همکلاسیا داشتم

از ترم بعدش البته آدم شدن😂😁

دخترا وقتایی که عصبانی ان فقط دلشون میخواد حرف بزنن

اون لحظه فقط میخوان به حرفشون گوش بدی و بفهمیشون

اگه یه مردی اینو بفهمه خوشبحال همسرش ه!


+عنوان مطلب از علیرضا فراهانی

۹۵/۰۷/۲۶
جودی آبوت

نظرات  (۵)

۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۷:۲۲ شِمِلـــ ـــیـــا
واااای خوشبحالت منم هوای سرد و بارونی میخوااام ^_^
پاسخ:
هوای سرد و بارونی
کوههای پر از درخت
درختای سبز و زرد
جنگلای مه گرفته
و جاده ...
نمیدونم چرا عنوانودیدم یاد اون شعرافتادم از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم معشوق زیبایی 
پاسخ:
میدونم کدوم آهنگه
انقد گوش دادم،دلمووزد و پاکش کردم...غمگین بود

اولین آهنگی بود که از اون خواننده ی معلوم الحال خوشم اومد،کاش به ابتذال کشیده نمیشد!

چ خر تو خری بوده بااااااو!

ربطی به غرور نداشت که؟پیش میاد...منم جای تو بودم خو چیزی نمیگفتم به اون رانندهه هم میگفتم میخام جلو بشینم...خدا رو شکر معذرت خواهی نکردی این آدما ارزش معذرت خواهی ندارن اگ چیزی نمیگفت یه چیزی حالا ک غر زده کوفتم حیفشه....والا.
اینا رو بیخیال بابا پایان نامه به کجا رسید؟؟؟موضوعا رو ندادی هنو ب من؟
:|

پاسخ:
کجاش دقیقا خر تو خر بود ؟؟!! 😳😒

پایان نامه رو هم فعلا دو تا موضوع دارم،باید فردا برم دانشگاه و اول استاد راهنما انتخاب کنم تا بعد راهنماییم کنن !


عنوان و دیدم منم یاد افتادم:

خواب دیدم نیستی تعبیر آمد میرسی

هرچه من دیوانه بودم ابن سیرین بیشتر
:)
بارون خوبه خوب
پاسخ:
هر چه من دیوانه بودم،ابن سیرین بیشتر ....

خواب، دستم را گرفت
و از دور تو را نشانم داد
دور بودی و با کسی می خندیدی...
امروز اصلا حالم خوب نیست،
لعنت به این خواب خبرچین...!
سبحان زمانی
(-: خوانندش میدونی کیه؟ اخه من ازگوشیم پاک شدبعد دانش کردم مثل دکلمه بود
پاسخ:
شاهین نجفی خونده ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">