بابا لنگ دراز

بابا لنگ دراز

فقط می نویسم ،همین !

طبقه بندی موضوعی

نترس...من اینجام

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۱۳ ق.ظ

-میترسی؟

+آره

-از چی ترس داری؟

+از خیلی چیزا

-اولین بار که ترسیدی یادته؟

+آره فک کنم همون موقعی بود ک حس کردم خیلی تنهام،که هیشکی رو ندارم،ک مامان و بابا دوسم ندارن

-چند سالت بود؟

+پنج سال

-چیکار کردی؟

+یه شب که خیلی ترسیده بودم،از پنجره ی چوبی اتاق زل زدم به ماه و با خدا حرف زدم

-واسه همینه انقدر سر به هوایی؟

+اوهوم

-هنوزم میترسی؟

+آره،مخصوصا شبایی ک هوا ابری ه

-میشه دیگه نترسی؟

+....


* ناتمام !


+عشق مال ترسو ها نیس،مال آدمای شجاع و جسور ه

مال فرهاده ک جلوی خسرو وایستاد

مال مجنون ک جلوی قبیله ی لیلی موند

مال  ....



۹۵/۰۶/۱۵
جودی آبوت

نظرات  (۳)

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۰ بهار مینویسد
هعی آقا ، هعی ..
پاسخ:
امان از دست...
:(((
پاسخ:
:)
منم از تنهایی میترسم
ولی فک میکنم اگه عاشق باشه آدم هیچ وقت تنها نمیشه...
نمیدونم
خوش بحال عاشقا
پاسخ:
من ترس هام زیاده
گاهی دست مایه ی شوخی بقیه هم شدم
و متاسفانه ترس ها با من بزرگ شدن!
عشق چیز بزرگی ه
و تنها عشقی که توام با آرامش ابدی ه، عشق الهی ه و لاغیر
نصیب همه تون ان شا الله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">